
برای صالح عزیزم می نویسم ؛که قلبم برای او می تپد. برای او که به جای دیدن بازی و شادیش ،شاهد بیماری و رنجوریش هستم. برای او که نفس زدنهای تندش را می بینم، اما نه بعد از شیطنتهای کودکانه اش، بلکه بعداز...برای او که بااین حال رنجورش، شادی بخش روح وجسم من است. برای او که با بال و پر شکسته اش ،پرواز را به من می آموزد. .برای او که با روح بزرگش، تعلیم بزرگواری به من می دهد. برای او که استاد بزرگ من در صبر وایستادگی است. برای او که سلامتیش ،آرزوی قلبی من است....
ادامه مطلب
سلام به لطف خداوند مجموعه یادداشتها و دلنوشته هایم تا سال 95 به زیور طبع آراسته گردید. #صالح_جون #کتاب #کتاب_صالح_جون #مادرانه #نفیسه_نبی زاده #صالح_جون را در اینستاگرام دنبال کنید...
ادامه مطلب
سلام این روز ها صالح جون روز های شلوغ و پر ترافیکی را پشت سر میگذارد.درسهایی را که سایر بچه ها در طول سه ماه خوانده اند را باید حالا بخواند و جبران کند .فشار زیادی را متحمل می شود..یکشنبه و چهارشنبه با آقای رجب زاده ،ریاضی ،فارسی،اجتماعی و علوم و هنر دارد.الحق و الانصاف معلمی شایسته ی ایشان است و بسیار خوب تدریس می نمایند و از پیشرفت و یادگیری صالح هم راضی هستند.شنبه و دوشنبه هم با آقای محمودی عربی و قرآن دارد وسه شنبه ها هم کلاس شطرنج دارد و پنج شنبه هم با خانم صالحی معلم چهار سال گذشته اش...
ادامه مطلب
سلام دوستان عزیز وبلاگی. به لطف خدا قرار است مجموعه دلنوشته ها و خاطرات وبلاگ صالح جون...
ادامه مطلب
سلام. گاهیفکر می کنم برای اینکه فرزندی با شرایط صالح جون داشته باشی وبخواهی حقوق اجت...
ادامه مطلب
سلام جمعه ی هفته ی گذشته بعد از مدتها برای زیارت شهدا به ویژه دایجون به گلستان شهدا رفتیم. در حین رفتن مشکلی در لوله دستگاه تنفس صالح جون به وجود آمد ومقداری سوراخ شد و تنفسش را به سختی انداخت . بابا پیش صالح ماندند و من و صدرا رضا برای تهیه ی چسب به مغازه های محصولات فرهنگی رفتیم .یعنی چاره ای جز اینxa0 نداشتم .اما در کمال ناباوری توانستم از اولین مغازه تهیه کنم .آقای مغازه دار با وجودیکه برای فروش نداشت از وسایل شخصیش بدون هیچ سوال و بحثی داد تا کارمان راه بیفتد .با خوشحالی به سمت مزار دایجون ...
ادامه مطلب
سلامدیروز #صالح _جون مهمان داشت .مهمانی که با آمدنش یکی از آرزوهای صالح مرا برآورده کرد و خنده و شادی را مهمان لبهای او. مهمانی که با دیدنش حسابی غافلگیر شد.مهمان مهربان و متواضعی که با آمدنش نه تنها صالح بلکه همه یxa0 ما را خوشحال کرد. بعد از انتشار خبر آرزوی صالح جون در رسانه ها و فضای مجازی ،همه دس...
ادامه مطلب
سلام #صالح_جون وجودت را شکر.شادیهایت را شکر. مهربانیهایت ،خنده هایت ،صبوریهایت ،بزرگواریهایت را شکر.آرزو های زیبا و رنگارنگت را شکر.غمها و دردها و رنج ها و تمام چشم پوشیهایت از تمام خواسته های به حق و به جایت را شکر. تمام کودکی ها و شیطنتهای نکرده ات را شکر. شور و نشاط نوجوانیت را شکر.تمام بغضهای فر...
ادامه مطلب
سلام دوستان عزیز وبلاگی. به لطف خدا قرار است مجموعه دلنوشته ها و خاطرات وبلاگ صالح جون به صورت کتاب چاپ،شود ؛از همه ی شماخوانندگان عزیز وبلاگ. که باشادیهای صالح جون شاد شدید و ناراحتیها و رنجوریهایش شما را آزرده خاطر کرد و با ارسال نظراتتون مرا همراهی کردید و چه همه ی شما خوانندگان خاموشxa0 ؛خواهشمندم اسم یا اسامی پیشنهادیتون را برای ما در همین وبلاگ ویا در تلگرام بفرستید،تا از میان آنها یکی را انتخاب کنیم. باتشکر از لطف همه ی شما دوستان عزیزم ...
ادامه مطلب
سلام سال 95 هم با همه ی فراز و نشیبهایش به سرعت برق و باد تمام شد . سالی که با وجود صالح جون و با برنامه ریزیهایش ،با آرزوهایش ،با خنده هایش ،بابزرگواریها و صبوریهایش با سکوتش ،با بیماریها و رنجهایش ،با همه ی خواسته ها ی به حق و به جایش ،با مظلومیتهایش، با ظلم های فاحش در حقش .با تمام دوندگیها و تلا...
ادامه مطلب
سلام هر چه به اربعین نزدیک تر می شویم ؛دل صالحم هوایی تر می شود .ذکر روزها و شبهایش این است ؛خدا قسمت کن اربعین امسال بتونم باشم حرم ارباب. او ذکر می گوید و دل ما را هم کباب . دلیل و برهان های ما هم برای xa0 آرام شدن دلش فایده ای ندارد و او ذکر خودش را زمزمه می کند . از دوستانش که همه راهی هستند ،از اطرافیان نزدیک و دور که همه زائرxa0 اربعین گشته اند برایم می گوید . او می گوید و چشمان ما را هم پر از اشک می کند. دیشب همه مهمان پدر بزرگ و مادر بزرگ بودیم . مراسم خداحافظیxa0 دایجون ها و خاله و شو ...
ادامه مطلب
سلام باز دوباره تابستان از راه رسید . تابستان و میوه های شیرین و آبدارش که نه!تابستان و غذاهایxa0 متنوع و خوشمزه اش که نه ! تابستان و گرما و عطش و نوشیدن جرعه ای آب سرد که نه !تابستان و اوقات فراغتش ،تابستان و کلاسهای متنوعش.تابستان و خواسته های به حق و به جای صالحم....باز امروز از من مشورت میگرفت ،مامان به نظرت، من چه کلاسی بروم؟ گیتار ،سه تار یا آموزش شنا؟غواصی،واتر پلو یا قایق سواری؟خداوندا صالحم تشنه ی آموزش است ؛سرشار از انرژیست ؛ سرشار از استعداد است و سرشار از آرزو و رویاست .خودت یاریش کن...
ادامه مطلب
سلام دیشب تولد صالح جون بود. علیرغم تلاش هایم فقط موفق به آپلودهمین یک عکس شدم .انشالا در صورت همکاری پرشین گیگ گزارش تصویری کامل تری از تولد عزیز دلم براتون به نمایش میگذارم....
ادامه مطلب
گاهی دلم بیش از پیش می سوزد برایxa0 صالحم . برای تمام ساعاتی که دلش می خواهد راه برود و بدود و نمی تواند . برای تمام نخوردنها و چشم پوشی هایش از این همه نعمتxa0 .برای نفس های سخت و خسته اش .برای تک تک لحظاتی که ناخوش است و درد می کشد. برای آخ هایی که نمی گوید.برای تمام آرزوهای رنگارنگش که فقط می تواند بیانشان کند .برای برنامه های متنوعش که گاهیxa0 جسم نحیفش او را در انجام آن ها یاری نمی کند. برای همه ی غصه ها و دردهای پنهانش .برای بغض ها یی که فرو می دهد. برای همه ی سکوت و صبرش . برای تمام آه ها...
ادامه مطلب