رسم مهمان نوازی

خرید بک لینک

سلام

جمعه ی هفته ی گذشته بعد از مدتها برای زیارت شهدا به ویژه دایجون به گلستان شهدا رفتیم. در حین رفتن مشکلی در لوله دستگاه تنفس صالح جون به وجود آمد ومقداری سوراخ شد و تنفسش را به سختی انداخت . بابا پیش صالح ماندند و من و صدرا رضا برای تهیه ی چسب به مغازه های محصولات فرهنگی رفتیم .یعنی چاره ای جز این نداشتم .اما در کمال ناباوری توانستم از اولین مغازه تهیه کنم .آقای مغازه دار با وجودیکه برای فروش نداشت از وسایل شخصیش بدون هیچ سوال و بحثی داد تا کارمان راه بیفتد .با خوشحالی به سمت مزار دایجون و پیش صالح رفتم . الحمدلله تنفسش راحت شد . خیلی تعجب کرده بودم .یعنی شاید از معدود زمانهایی بود که بدون دوندگی زیاد این کار صالح جون حل شد . گذشت تا اولین جمعه ماه مبارک.با خانواده ی مادری قرار بود برای صرف افطار به گلستان برویم که صالح گفت :من نمی آیم چرا که هفته ی پیش که دستگاه خراب شد به دایجون گفتم این چه رسم مهمان نوازیست ؟!!!!!!!!!که باید دستگاه من خراب شود و...وقتی این را گفت :بلافاصله ماجرای چسب و جور شدنش بدون درد سر برایم تداعی شد . به قدری از نحوه ی ارتباطش بادایجون مرتضی و متعاقبا توجه ایشان به صالح منقلب شده بودم که با اشکهای جاری در صورتم از مهربانی و توجه و مهمان نوازی دایجون برایش گفتم و قانعش کردم .برای رفتن و زیارت دوباره.او هم بلافاصله قبول کرد .سلام بر همه ی شهیدان . روزی خوران نزد خدا.

صالح جون...

ما را در سایت صالح جون دنبال می‌کنید

برچسب: رسم,مهمان,نوازی, نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 3:14

صفحه بندی