تابستانی دیگر نیز بگذشت.

خرید بک لینک

سلام

بالاخره تعطیلات تابستانی هم به سرعت برق و باد تمام شد . انگار همین دیروز بود که تابستان با کلی آرزوهای قشنگ و رنگارنگ و برنامه ریزی برای ثبت نام کلاس های گوناگون صالح جون شروع شد.کلاس هایی که برای رفتن به آن ها ذوق و شوقی وصف ناشدنی از خود نشان می داد. کلاس هایی که با درخواست آنها دل مرا کباب می کرد. از اکثر آرزوهایش مظلومانه ،مثل سایر مواقع چشم پوشی کرد اما تابستانی را پشت سر گذاشت که با برنامه ریزیهای زیبا و جدیدش از همه ی فرصتهایش در حدتوان و گاها بیشتر از توانش استفاده کرد و بعضا توفیقاتی را هم نصیب ما کرد که جای بسی شگفتی دارد.بعد از کلی رفت و آ مد و بررسی کلاس رباتیک ثبت نام کرد . از لحاظ تئوری در حد عالی بود و سریع همه چیز را فرا گرفت چقدر هم با علاقه یاد می گرفت ولی با زبان بی زبانی و تشریح شرایط جسمی صالح جون از ما خواستند که ترمهای دیگری ثبت نام کنیم. نویسندگی کلاس دیگری بود که صالح راثبت نام کردیم. قدرت تخیل و طناز بودن و اطلاعات بالا و حاضر جوابی و هوش و ذکاوت صالح جون برای مربی به قدری جالب بود که اقرار می کرد در طول مدت ده سال کار صالح جون جزئ یکی از کم نظیرترین شاگردانش بوده. مطالعه ی چند کتاب از جمله اولین روز تابستان ؛تن تن و سند باد و.......از دیگر فعالیتهایش بود . این قدر علاقه از خودش نشان می داد که وقتی خانم مربی کتاب اولین روز تابستان را به او داد از همان جا یعنی کانون شروع به خواندن کرد و پشت سر هم حدود سی صفحه از آن را خواند و کارش به سرم و ....کشید و بعد از چند روز وقفه و بهتر شدن حالش ادامه اش را من برایش خواندم . و او گوش می داد.رفتن به استخر هم جزئ برنامه های هفتگیش بود که هر نوبت تعدادی از دوستان و آشنایانش را هم بی نصیب نمی گذاشت .نقاشی و دیدن برنامه های مختلف و بازیهای فکری جدید از دیگر کارهایی بود که صالح عزیزم خودش را با آنها سر گرم می کرد و به همه ی اطرافیانش نیز یاد می داد. شطرنج یکی دیگر از بازیهایی بود که همین تابستان یاد گرفت و با علاقه و اصرار زیاد به من نیز یاد داد و بازی می کرد. به خاطر صالح جون به مکان ها ی جدیدی رفتیم و با افراد جدیدی آشنا شدیم . به واسطه ی او توفیق زیارت مسجد جمکران و زیارت حضرت معصومه (س) شامل حالمان شد . ده سالی بود که به مسجد جمکران نرفته بودیم .اسب سواری نیز یکی دیگر از برنامه های بود که تابستان امسال را برایش شیرین تر کرد و البته همه ی این فعالیتها و برنامه ها و رفت و آمدها منوط به مساعد بودن حالش بود که متاسفانه جسم نحیفش زیاد اورا یاری نمی کرد.خلاصه این که صالح واسطه ی فیض است و امسال به واسطه ی او توفیقات زیادی از جمله زیارت و سیاحت و مطالعه ی کتاب و آشنا شدن با افراد خوب و مهربان و یادگیری مطالب و بازیهای فکری و.... شامل حال ما شد.امشب البته با یک هفته تاخیر تعطیلات تابستانی صالح جون تمام میشود و به امید خدا سال تحصیلی جدید فردا برایش آغاز میشود و دعای همه ی شما بدرقه ی راهش.

پ.ن:صالح جون قبلا به شطرنج علاقه ای نداشت ولی امسال به قدری علاقه مند شد که کاکائو های با شمایل مهره های شطرنج برایش خریدم و بعد از مدتها صالح من به غیر از شیر ,این کاکائو ها را هم نوش جانش کرد و مرا شگفت زده و تابستان را به کام من شیرین تر.برای اجرای برنامه های صالح جون ،صدرا رضا جون هم نهایت همکاری را می کند .اکثر مواقع که مجبور است مهمان مامان باشد و هر وقت هم که خانه باشد با شیرین زبانی ها و شیرین کاریهایش ما را مسرور می کند. به تازگی هروقت صالح جون احتیاج به ساکشن دارد با زبان شیرین خودش ما را متوجه می کند و میگوید "ماشن ماشن"و دستگاه ساکشن را روشن می کند.

صالح جون...

ما را در سایت صالح جون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 23:22

صفحه بندی