سلام
گاهی از خوب بودن بعضی از آدم ها بی اختیار گریه مان می گیرد . مخصوصا اگر حرف و کلام و عملشان مرهمی بر درد هایمان باشد .شب میلاد امیر المومنین (علیه السلام) مهمان #خندوانه بزرگ مردی بود که سخنانش همه ی ما را به وجد آورده بود . مردی که پدر معنوی 146 کودک بی سرپرست بود . مردی که قرار بود شهدای بهزیستی را فرزند خوانده ی مادران شهدای گمنام کند .شهدایی که شاید سالها در زمان حیاتشان انتظار دیدار با والدینشان را کشیدند و حالا گرد غربت و غریبی بر مزارشان نشسته است .بعد از شنیدن این تصمیم صالح جون با چشمانی از حدقه بیرون زده و با لحنی آکنده از هیجان و ذوق گفت :عجب مردی!!!!!!!!!!زمانی این جمله را گفت ؛که هنوز ادامه ی سخنان و تصمیماتش را نشنیده بود .#یوسف _اصلانی وقتی از معلولیت تعدادی از فرزندانش گفت و ظلمهایی که در حقشان شده ،از اشکهایی که مظلومانه ریخته شده ،از لحظات شادی که به ناحق و بر اساس تصمیم عده ای که فقط خودشان را می بینند و به راحتی این عزیزان را به انزوا می کشانند؛و به لحظاتی پر از حزن و اندوه مبدل گشته و از تصمیمی که حالا او برای جبران این نامردیها گرفته،از آن جایی که صالح من هم زخم خورده ی همین تفکر است پر از شادی شد و می گفت باید روز مرد را به او تبریک بگوییم و از پدرش خواسته که او را برای دست بوسیش ببرند .عمق این زخم به دل صالحم به قدریست که شاید دیدار و همنشینی با بزرگمردی همچون یوسف اصلانی کمی از آن بکاهد . سلامتی ،موفقیت وعاقبت به خیری برای این مرد آسمانی آرزو مندم.
صالح جون...ما را در سایت صالح جون دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 41